تبليغاتX
بـــوف کــــــور
اندر این شهر قحط خورشید است
گفت: ما شهرستانی ها کجای زمین ایستاده ایم ؟

گفتم: اهواز

گفت: زکی ،بابا اینجا آخر دنیاس

..........................................

روز پنج شنبه چهارم خرداد ماه ، دوستداران ادبیات معاصر در کنار خانواده صادق هدایت از ساعت 17 الی 20 در خانه هنرمندان گردهم می آیند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 3:6  توسط فریدون فرخ  | 

باز هم يکي از کشورهاي منطقه از غفلت مسوولان فرهنگي کشور سود برد. اين بار ترکيه براي معرفي مولانا به عنوان يکي از مشاهير اين کشور عزم خود را جزم کرده است.
به گزارش ايسنا و به نقل از روزنامه زمان ، شهرداري کلانشهر قونيه ترکيه در نظر دارد کتاب مثنوي ، شاهکار مولانا جلال الدين بلخي را به 20 زبان منتشر کند. کتاب مثنوي تا پايان سال جاري چاپ شده و براي روساي جمهور و وزراي فرهنگي کشورها ، بويژه پادشاه ژاپن فرستاده مي شود. سال گذشته رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه - به سيلويو برلوسکوني ، همتاي ايتاليايي اش ، ترجمه ايتاليايي اين کتاب را هديه داد. طاهر آق يوروق ، شهردار کلانشهر قونيه گفت : مثنوي به زبان هاي يوناني ، ژاپني ، اردو ، عربي ، روسي ، قزاقي ، ترکي ، هندي ، سوئدي و آلبانيايي ترجمه خواهد شد. وي همچنين گفت : اين گنجينه را در اختيار افرادي مي خواهيم بگذاريم که از قونيه ديدن مي کنند تا از اين طريق شرايطي فراهم آوريم که با زبان خودشان با دانش و اطلاعات اين کتاب آشنا شوند. اردوغان همچنين در نظر دارد ترجمه اي از اين کتاب را در اختيار آنجلا مرکل - صدراعظم آلمان - بگذارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:56  توسط فریدون فرخ  | 

  می گفت که تو در چنگ منی

                من ساختمت چونت نزنم ؟

                             من چنگ توام زخمه بزنی

                                              زخمه نزنی من تن تننم

غزلیات شمس

تن تنن : نغمه . موسیقی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:32  توسط فریدون فرخ  | 

دیشب خواب دیدم هواپیما های آمریکایی خونه همسایه رو با بمب زدن

درست مثل سال ۶۵ همسایه ما، آوار، خون، ترکش،بوی باروت، شیون

مسجدسلیمان ، محله نمره چهل

 .....................

این نمایشگاه دیگه دیدن نداره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 12:41  توسط فریدون فرخ  | 

نمی دونم رامین حالا کجاست. یه طورایی دلم براش میسوزه . با اون تیشرت سفید و شلوار جین آبیش میتونه سختی هم بکشه ؟

آخه خیلی جنتلمن و باکلاسه ولی جاسوس فک نمی کنم .

کمونیستهای استالینی و نازی های آلمانی بودن که میگفتن روشنفکر ها خائن و جاسوسن.

                                           

                                        براي آزادی رامين جهانبگلو

.......................................................

نمی دونم توی این نیم بطر عرق چیه که اینهمه سکر آوره

و تو بی محابا توی کوچه باغهای بیست سالگی تلو تلو می خوری و عشق رو جار میزنی...

آخرین پست تو رو که خوندم حیفم اومد که نگم داری به زبان خوبی نزدیک میشی.

شعر دوستم لورکا رو برای شیطنت های شاعرانه تو گذاشتم.

 

_: کدام دختر است که به باد شو می کند؟

_: دختر همه هوسها

_: باد بهش چشم روشنی چه می دهد؟

_: دسته ورق های بازی و گردباد های طلایی را

_: دختر در عوض به او چه می دهد؟

_: دلک بی شیله پیله اش را

_:دختر اسمش چیست؟

_:اسمش دیگه از اسراره

 

پنجره مدرسه پرده ای از ستاره ها دارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:22  توسط فریدون فرخ  | 

پس از این همه حرفهای نگفته

عاقبت لعنت آخرین پست مرا رها کرد

 و نمی دانم

شاید اصلا چیزی برای نوشتن نداشته باشم. 

ولی میخواهم که بگویم هرچه ...

زیرا که می گشاید و رها می کند 

آدمی را

همين نوشتن .

...

 نه، با پویا موافق نیستم که :

کار او خوش ترین کار

 و

پویاهه  او بهترین پویاهه

پس بنویس ای پیامبر

                        ای مهندس سازه

...

ناصر تقوايي: نيما با عوض كردن شعر ما، تمام آن زندگی فرهنگی‌اي را كه جنبش مشروطه می‌خواست عوض كند و موفق نشد، عوض كرد. به عبارتی تفكر ايرانی نو شد، چون او   عقيده داشت هر چيزی كه نو نشود كهنه می‌شود.   -مطلب کامل- 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 22:12  توسط فریدون فرخ  |